|
هفت سین | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
ای کاش هر روزمان نو روز باشد تا نو شویم خودمان ، اندیشه هایمان و عشقمان به همه زیبایی ها. سال نو مبارک ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخاستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت سال 91 میاد سراغت ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!! ------------------------------------------------------------------------------------------ پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- این اس ام اس رو تا ....روز دیگه نخون . . . . چیه؟؟ فکر مری میخوام عیدو تبریک بگم؟؟ یادت باشه اولین کسی بودم که سال91 سرکارت گذاشتم ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم. . . . خواستم یادآوری کنم: سال نو شده. . . . کمکم باید از خواب زمستونی بیدار بشی. ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد تنها دل ساده ایست دارایی ما آن هم شب عید تقدیم تو باد ------------------------------------------------------------------------------------------ پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، ----------------------------------------------------------------------------------------- خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند. . . ----------------------------------------------------------------------------------------- پيامك نوروز 91،اس ام اس تبریک نوروز، -----------------------------------------------------------------------------------------
عیدتان مبارک ادامه در ادامه مطلبادامه مطلب [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:14 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
سوز و نوروزالسلام علی ربیع الانام و نضره الایام سلام و درود بر بهار انسانها و شكوفایى دورانها
نوروز روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم . امام صادق (ع) وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸ ![]()
مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته . قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما... ![]()
خاک تیره را فروردین روشن می کند اما جان تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست. روزگار تیره را امام مبین روشن می کند اما تیره بختی هجران زدگانش را جز امید وصال هیچ پایانی نیست. ![]()
هامون ها به ید بیضای بهار شکافته شده اند و درختان سرد و ساکتشان شعله شکوفه به سر آورده اند اما آیا کسی از تاکستان های ازلی قلب ها نمی پرسد؟ سرزمین هایی در عمق جان انسانها که مستی ، پیاله پیاله از شاخسارشان آویخته بود و باغبانی روحانی با دستانی روشنتر از دستان موسی ریشه های بی گناهشان را در خاکی خدایی محکم و با معرفت و محبت آبیاری می کرد. باغبانی که بهار جانهای انسانها بود. باغبانی که بهار جانهای انسانها هست. ![]() باغبانی که صد نیل غفلت بین باغ های افسرده و او فاصله افتاده. باغبانی که اژدهای گناه گیاهانش عصای معجزه اش را بلعیده. باغبانی که درخت طورش در هجران و دوریش تمام سوخته. باغبانی که از او تنها نام " گل نرگس" برای ما مانده. باغبانی که با وجود تمام اینها بهاری است پاینده. باغبانی که در دست او حقیقت حیات نهفته. ودر چشمش هرگز نگرانی باغش نخفته. باغبانی که نوری است تابنده. نوروزیست که در ازل دمیده، و تا ابد زمان را در نوردیده ....
![]() ای بهار انسانها و شكوفایى دورانها
شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شودشاید آخرین سالی باشد که از دور به او سلام می کنیم و می گوییم : السلام علی ربیع الانام و نضره الایام ![]() اللهم عجل لولیک الفرج
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
آداب سفر مسافرت، وسیله نجات شخص از چیزى است كه از آن فرارى است و یا موجب رسیدن او به چیزى است كه بدان علاقهمند است. سفر دو نوع است: یكى سفر ظاهرى و جسمانى است از محل زندگى و وطن به بیابانها و دشتها و دیگرى سفر به وسیله حركت درونى است از پایینترین مراتب تا ملكوت آسمانها و برترین سفرها سفر باطن است، زیرا كسى كه بر حال جمود و به همان صورتى كه پس از تولد و بر اساس تقلید از پدران و نیاكان شكل گرفته است، باقى بماند، همواره در مرتبه پایین مانده و به درجه نازلى تن داده است و به جاى فضاى گسترده "بهشتى كه به بهاى آسمانها و زمین است" تاریكى زندان و تنگناى محبس را برگزیده است. در آداب مسافر از آغاز تا بازگشت ده مورد ذکر شده است که به شرح آن میپردازیم: 1- مسافر پیش از هر چیز رد مظالم بدهد و قرضهایى را كه دارد ادا كند و هزینه كسانى را كه واجب النفقه او هستند فراهم كند و اگر اماناتى در دست او هست به صاحبانش بازگرداند و جز مال حلال براى خرج سفر برندارد و آن قدر خرج سفر بردارد كه به همراهانش نیز كمك كند. باید در مسافرت خوش سخن باشد و دیگران را اطعام كند و با آنان با اخلاق نیكو برخورد كند، زیرا مسافرت رازهاى درونى را ظاهر مىسازد. هر كس براى رفاقت در سفر شایسته باشد براى معاشرت در غیر سفر نیز شایسته است. 2- برای خود همراهى انتخاب كند و به تنهایى سفر نرود. باید همراهش از كسانى باشد كه بر امور دینى، او را یارى كند و هرگاه چیزى از این امور را فراموش كرد به خاطر او آورد و كمك و یارىاش كند و چون یادآورى كرد بازوى او باشد. از امیرالمؤمنین علی علیه السلام است كه فرمود: "با كسى كه در تو فضیلتى نسبت به خود نمىبیند و همچنین تو نیز در او فضیلتى نسبت به خود نمىبینى، هرگز در سفر همراهى نكن."(?) از امام باقر علیه السلام نقل شده است كه فرمود: "هرگاه معاشرت مىكنى با مثل خودت معاشرت كن و مبادا با كسى معاشرت كنى كه عهدهدار مخارج تو باشد، زیرا این كار باعث ذلت مؤمنان است."(2) از آن حضرت است كه فرمود: "حق مسافر، آن است كه اگر مریض شد برادران همسفرش تا سه روز برایش توقف كنند."(3) 3- مسافر از همراهان در وطن و فامیل و دوستان خود خداحافظى كند و در وقت خداحافظى دعاى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله را بخواند. رسول خدا صلى اللّه علیه و آله چنان بود كه: "هر گاه از مؤمنان خداحافظى مىكرد، مىفرمود: خداوند بر تقواى شما بیفزاید و شما را متوجه كارهاى خیر كند و تمام حاجتهاى شما را برآورد و دین و دنیاى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت باز گرداند."(4) در خبر دیگرى از امام باقر علیه السلام است كه فرمود: "رسول خدا صلى اللّه علیه و آله هرگاه با مسافرى خداحافظى مىكرد، دست او را مىگرفت، سپس مىفرمود: خداوند همسفران خوبى نصیبت كند و یارى خود را كامل و مشكل سفر را آسان و دور را نزدیك و گرفتارى تو را برطرف سازد و دین و امانت و سرانجام كار تو را به سامان برساند و راه هر خیرى را به روى تو بگشاید. تقواى الهى را رعایت كن و خودت را به خدا بسپار و به بركت خداى عزوجل حركت كن."(5) 4- پیش از مسافرت، هنگام بیرون رفتن نماز بگزارد. در من لا یحضره الفقیه از قول پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: "شخص مسافر براى خانوادهاش از دو ركعت نمازى كه وقت رفتن به سفر به جا آورد و بگوید: خداوندا خود و خانواده و مال و اولاد و دنیا و آخرت و امانت و پایان كارم را در نزد تو به ودیعت مىگذارم، چیز بهترى به جا نمىگذارد، و این سخن را كسى نمىگوید مگر آن كه خداوند آنچه را كه خواسته است به او مرحمت مىكند." (6) ادامه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
دعای سفر وقتی مسافر آماده سفر شد غسل كند پس از آن دو ركعت نماز بگزارد و از خدا خیر خود را طلب نماید و آیةالكرسى بخواند و حمد و ثناى الهى بجا آورد و صلوات بر حضرت رسول و آل او بفرستد. سپس این دعا را بخواند: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْدِعُكَ الْیَوْمَ خدایا من خود را در این روز به عنوان ودیعت به تو سپردم نَفْسِى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وُلْدى وَ مَنْ كانَ مِنّى بِسَبیلٍ الشّاهِدَ مِنْهُمْ وَالْغآئِبَ خودم و خاندانم و مال و فرزندانم و هر كه را با من راهى دارد حاضرشان و غائبشان را اَللّهُمَّ احْفَظْنا بِحِفْظِ الاِْیْمانِ وَاحْفَظْ عَلَیْنا خدایا حفظ كن ما را به حفظ ایمان و نگهبان بر ما باش اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فى رَحْمَتِكَ وَلا تَسْلُبْنا فَضْلَكَ اِنّا اِلَیْكَ راغِبُونَ. خدایا ما را در كنف رحمت خویش قرار ده و فضلت را از ما سلب مفرما كه ما به تو مشتاقیم. اَللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثآءِ السَّفَرِ وَ كابَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوَّءِ الْمَنْظَرِ فِى الاْهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ. خدایا به تو پناه بریم از رنج سفر و اندوهناك برگشتن و بدى دیدار در خاندان و مال و فرزند در دنیا و آخرت. اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْكَ هذَا التَّوَجُّهَ طَلَباً لِمَرْضاتِكَ وَ تَقَرُّباً اِلَیْكَ. خدایا من به تو رو كنم در این رو كردن به خاطر این كه جویاى خشنودى تو و تقرب جستن به درگاهت هستم. [اَللّهُمَّ] فَبَلِّغْنى ما اُؤَمِّلُهُ وَ اَرْجُوهُ فیكَ وَفى اَوْلِیآئِكَ خدایا پس مرا به آرزویم و آنچه از تو و اولیائت است برسان یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ . امید دارم اى مهربانترین مهربانان . مسافر پس از این دعا تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله علیها را بخواند و سوره حمد را از پیش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخواند و همچنین آیة الكرسى را از سه جانب بخواند. و بگوید: اَللّهُمَّ اِلَیْكَ وَجَّهْتُ وَجْهى خدایا به سوى تو گرداندم رویم را وَ عَلَیْكَ خَلَّفْتُ اَهْلى وَ مالى وَ ما خَوَّلْتَنى وَ قَدْ وَثِقْتُ بِكَ فَلا و به امید تو بجاى گذاردم خانواده و مالم و آنچه را به من مرحمت فرمودى و به تو اطمینان كردم پس تُخَیِّبْنى یا مَنْ لا یُخَیِّبُ مَنْ اَرادَهُ وَلا یُضَیِّعُ مَنْ حَفِظَهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ ناامیدم مكن اى كه ناامید نكند، هر كه را به او توجه كند، و ضایع نكند هر كه را او محافظتش كند خدایا درود فرست بر محمد و آلش، وَاحْفَظْنى فیما غِبْتُ عَنْهُ وَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى و محافظت كن آنچه را مربوط به من است و من از آنها دورم و مرا به خودم وامگذار یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلدُّعاءَ اى مهربانترین مهربانان. سپس مسافر سوره توحید را یازده مرتبه و سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ و آیة الكرسى و سوره ناس و سوره فلق را بخواند. و صدقه بدهد و سفر را آغاز کند. منبع: مفاتیح الجنان [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
فلسفه معنوى نوروز عید در لغت شادى مجدد و سرورى را مىگویند كه سالیانه تكرار مىشود. گفتهاند: به روزى كه مردم در آن تجمع یابند و در كنار هم گرد آیند عید گویند و نیز بازگشت به فرح و شادمانى فراگیر را عید گویند و بعضى نیز مىگویند كه درآن روز هر كس موقعیت خود بازیابد و به جایگاه اجتماعى خود برگردد. چون تهیدستان و فقرا نمىتوانند لباس نو پوشند و لباسهاى كهنه آنها، آنان را از ثروتمندان ومرفهان جدا مىكند. میبدى در كشفالاسرار مىگوید: «سمى العید عیدا لان الله تعالى یعود بالرحمة الى العبد و العبد یعود بالطاعة الى الرب.» عید كه از كلمه بازگشت مىباشد براى آن است كه: خداوند رحمت خود را متوجه بندهاش مىنماید و انسان نیز با فرمانبرى خود به پروردگارش رو مىكند. تا آنجا كه در تواریخ امم و اقوام مختلف مشاهده شده و مىشود، جوامع انسانى به تفاوت آداب و رسوم و اعتقادات خود هر یك، روز خاصى در سال را جهت یادآورى و تجدید خاطره نسبت به موضوعات ویژهاى كه در تاریخ و فرهنگ آن قوم اهمیت زیادى داشته است، مشخص نموده و هر سال مراسم ویژهاى به آن مناسبت برگزار مىكرده وآداب و رسوم خاصى را انجام مىدادهاند. در قرآن كریم وقتى یاران حضرت عیسى(ع) سفرهاى آسمانى را آرزو نموده و به عنوان آیه و نشانه الهى مىطلبند حضرت عیسى(ع) از خداوند مىخواهد كه منتى برآنها نهاده و روزى آسمانى به آنان عنایت كند تا آن روز را عید امت قرار دهند وهمواره سالروز آن را پاس دارند و علامه طباطبایى(ره) در ذیل آن مىفرماید: «خصوصیت عید این است كه زمینه وحدت كلمه و تجدید حیات اجتماعى و نشاط و سرزندگى مىآفریند و هر بار كه فرا مىرسد عظمت دین را تجدید مىكند.» سخن مرحومعلامه در اینجا شبیه سخن دیگر ایشان در ذیل آیه 5 از سوره ابراهیم است كه درتفسیر آیه: «... و ذكرهم بایام الله» مىگوید: گرچه همه روزها به خدا منسوب است اما این آیه اشاره به روزهاى ویژهاى دارد كه در آن روزها آیات و علائم سلطنت و قدرت الهى ظهور یافته و حادثه خاصى در تاریخ آن امت اتفاق افتاده و یا نعمتهاى ویژه الهى تجلى یافته است. عیدهایى كه جوامع داراى سابقه تاریخى امروزه برگزار مىنمایند، هر یك یادآور حادثه بزرگى است كه در تاریخ و فرهنگ آن جوامع اتفاق افتاده و یا هر سال تجدید مىشود و در تاریخ ادیان آسمانى تنها اسلام است كه عیدهاى بزرگ او براى حادثه تاریخى گذشته نیست و بلكه هر سال و براى همگان تجدید مىشود زیرا همان گونه كه امام خمینی(ره) در پیام نوروزى خود مىفرماید: مسلمانان پس از پایان دادن كار مهم عبادى سالیانه خود به شكرانه موفقیت در عبادت خود جشن مىگیرند. امام(ره) مىفرماید:«... البته از عیدهایى كه اسلام تاسیس فرموده است به حسب نظرهاى مختلف برداشتهاى مختلفى وجود دارد، آن برداشتى كه اهل معرفت از عید دارند با آن برداشتى كه دیگران مىكنند بسیار متفاوت است، آنها بعد از ریاضتهایى كه در ماه رمضان مىكنند روز عید را روز لقاء الله مىدانند، و آن روز براى آنها «الغیرك من الظهور ما لیس لك» است، آنها همه چیز را از او مىدانند، و آن روز را عید مىكنند براى اینكه بعد از ریاضت، یوم ورود به حضرت است. و در عید قربان نیز بعد از این كه تمام عزیزانشان را از دست دادند، مهیا براى ملاقات مىشوند، بعد از این كه نفس خودشان را كشتند و هر چه عزیز است در راه خدااز آن گذشتند آن وقت است كه روز لقاء است. و جمعه هم در اثر اجتماعاتى كه مسلمین با هم دارند، اهل معرفت مهیا مىشوند براى لقاء الله. پس برداشت آنها از عید غیر برداشت ماست و ما امیدواریم كه به تبع اولیاء خدا به جلوهاى از آن جلوهها برسیم و ذرهاى از آن معارف در قلب ما واقع بشود. ... خداوند همه را توفیق دهد كه قدر نعمتهاى خدا را بدانند و بدانند كه همه چیز از اوست ... اگر، همه چیز را از خدا بدانیم و ... این را واقعا در قلبمان ادراك كنیم، عید مىشود براى كسانى كه شهید دادهاند، عید مىشود براى كسانى كه مجروح شدند، عید مىشود براى كسانى كه در راه خدا عزیزانشان را از دست دادند. براى این كه این عزیزان، عزیزان خدا هستند، اینها همه از او هستند و من امیدوارم كه این حس و این ایمان در ما پیدا بشود و تقویت بشود.» و البته اگر بتوان قواعد نجومى را نشانههاى دقیقى براى حوادث طبیعى شمرد و سرآغاز فصل بهار را همان روزى شمرد كه سیر اعتبارى آفتاب در برج اعتبارى حمل قرار مىگیرد آنگاه مىتوان گفت كه عید نوروز نیز جزو اعیادى است كه سالیانه تجدید مىشود و سنتى تاریخى براى یك حادثه متجدد و متناسب با تجدید حیات طبیعت است. در روایات معصومین صلوات الله علیهم عید مفهوم دیگرى نیز دارد. در بعضى از روایات تحقق حاكمیت حق و ولایت الهى در جامعه مهمترین عید شمرده شده است زیرا همانگونه كه در مفهوم عید تجدید حیات و نشاط مجدد نهفته است باید روزى را عید گرفت كه جامعه به حیات و حركت و امید و اطمینان مىرسد. امام صادق(ع) مىفرماید: «... فان الانبیاء صلوات الله علیهم كانت تامرالاوصیاء بالیوم الذى كان یقام فیه الوصى ان یتخذ عیدا.» سیره انبیاء همواره این چنین بوده كه به جانشینان خود امر مىنمودند تا روز تعیین و نصب وصى و جانشین را عید بگیرند. و به همین خاطر در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام اولین عید تاریخ، انتظار تحقق حاكمیت حق بوده است و امروز نیز عملا بزرگترین عید شیعیان روز تحقق حاكمیت مستضعفان و حكومت عدل و قسط و نابودى جور و ظلم است. حضرت امام باقر(ع)مىفرماید: «... و قد كان آدم(ع) وصى هبة الله ان یتعاهد هذه الوصیه عند راس كل سنه فیكون یوم عیدهم «یوم عید لهم» فیتعاهدون نوحا و زمانه الذى یخرج فیه.» (حضرت آدم(ع) پس از جنایت قابیل، به جانشین خود شیث هبةالله فرمود: ظلم همچنان گسترش مىیابد تا آنگه كه فرزندم نوح بیاید و به سبب نفرین او طوفانى برخیزد و همه ظالمین را نابود كند، و مومنان نجات یابند.) آنگاه حضرت آدم به هبةالله وصیت كرد كه این مژده را هر سال به یاد آورد و این روز را براى خود و فرزندانش روز عید قرار دهد. آنان نیز به این وصیت عمل كردند و همواره سالروز این مژده نوید بخش و ظهور حضرت نوح را گرامى مىشمردند. این است كه حضرت امام رضا(ع) مىفرماید: «... و ان یوم الغدیر بین الاضحى والفطر و الجمعه كالقمر بین الكواكب ... و هو یوم التهنئه یهنىء بعضكم بعضا ... یقول: «الحمدلله الذى جعلنا من المتمسكین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه(ع) وهو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان ... و هو یوم الزینه ...» ... والبته روز عید غدیر در میان عید فطر و اضحى و جمعه همانند ماه در میان ستارگاناست. روز تبریك و تهنیت به یكدیگر، و زمان گفتن این سخن است كه: حمد و ستایش خدایى را كه به ما توفیق تمسك به ولایت امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش را عنایت فرمود. آنگاه فرمود: روز عید غدیر، روز شکفتن لبخند بر چهره مومنان و روز آرایش و زینت است. در زمینه جایگاه عید نوروز در فرهنگ اسلامى و بیان اهل بیت عصمت و طهارت باید گفت: 1- مردم حجاز به دلیل نداشتن اجتماعى متشكل، و نیز به خاطر حضور مستقیم یا غیر مستقیم سلطه سیاسى نظامى ایران در جزیرة العرب، خواه ناخواه تحت تاثیرفرهنگ ملى ایران قرار گرفته و عید نوروز و مهرگان را مىشناختند و چه بسا مراسمى هم برگزار مىنمودند. 2- اسلام و پیامبر گرامى آن در تایید و یا رد سنن و آداب و رسوم ملى و مذهبى اقوام و جوامع دیگر، دو شرط اساسى و یك شرط توجیهى را همواره در نظر داشتند: اولا: سنتهاى پذیرفته شده، مبتنى بر خرافات و آئینهاى شرك و بت پرستى و ارزشها و قداستهاى غیر الهى نباشد. ثانیا: از سنتهایى نباشد كه موجب وابستگى سیاسى اجتماعى و ... به بیگانه شود، و یا به نحوى استقلال مسلمین را در ابعاد مختلفش زیر سؤال ببرد تغییر قبله از بیتالمقدس به كعبه تا حدود زیادى به این نكته مربوط مىشود. و در آخر: جهتگیرى سنتهاى معقول و غیر مضر به استقلال نیز، همچون مجموعه بینش توحیدى اسلام، باید معنوى و در جهت متبلور ساختن عبودیت انسان در برابر حق تعالىباشد. و در نتیجه: مراسمى همانند نوروز و مهرگان، گرچه مبانى خرافى ندارد، و البته این سخن، تایید خرافاتى از قبیل: چهارشنبه سورى، سفره هفت سین و مراسم سیزده و ... نیست اما اگر به استقلال فكرى فرهنگى اسلام ضربه بزند، و موجب تحت الشعاع قرار گرفتن عید فطر و قربان وغدیر و ... كه عید ولایت و حیات مجدد اسلام در قرن حاضر است باشد، و نیز تنها به بعد طبیعى این دو روز بسنده شود، باز هم براى اسلام قابل تایید نیست. اگر نوروز مشخصه شیعیان و محبان اهل بیت باشد و مراسمى جهت تشكل مومنان در برابر نیرنگ و ظلم ستمگران قرار گیرد، آنگاه به عنوان «روز اهل بیت(ع) و یا «روز شیعیان» نامیده مىشود، و هر روز نوروز مىشود، چه این كه بر همین اساس، هر روز عاشورا مىباشد. [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:05 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی مردم معمولا از ایام تعطیل برای سفر رفتن استفاده می کنند. مسافرت هم برای سلامت روح و جان مفید است و هم برای جسم حائز اهمیت می باشد. در این مقاله قصد داریم که مسافرت را از جهات مختلف بررسی نماییم. فرهنگنامهها از «سفر» تعریفهاى مشابهى ارائه دادهاند. در فرهنگ معین آمده است: " سفر، در لغت به معناى بیرون آمدن از شهر خود و به محل دیگر رفتن است، نیز به معناى قطع مسافت و راهى كه از مكانى به مكان دور طى مىكند، آمده است."(1) فرهنگهاى عربى، سفر را، كشف حجاب و كنار زدن پرده، معنا كردهاند، حجابهایى كه معمولا از جنس اعیان و اشیاى خارجى است. راغب اصفهانى مىنویسد: «سفر العمامة عن الرأس، و الخمارعن الوجه،» یعنى عمامه را از سر، و نقاب را از صورت، كنار زد. البته سفر (به كسر سین) به معناى كتاب آمده است كه جمع آن اسفار است. از تعریفهاى لغوى و فرهنگنامهاى كه بگذریم، آنچه ما را به مقصود نزدیك تر مىكند، ماهیت سفر در منظرعالمان اخلاق و تربیت است. مرحوم فیض كاشانى كه از بزرگترین دانشمندان شیعى و آگاهانعلم اخلاق است در اثر مهم خود المحجة البیضاء، سفر را اینگونه مىستاید: "از رهگذر سفر، آدمى از آنچه مىهراسد، رهایى مىیابد و به آنچه میل دارد، نایل مىشود.(2) این ویژگى براى مسافرت، نكته مهمى است كه مرحوم فیض كاشانى بدان اشاره مىكند. بر این اساس، سفر بازگیرنده و بازدهنده است: هراس و اضطراب را از مسافر باز مىستاند و جاى آن، محبوب و مطلوبهاى وى را مىنشاند. سفر، به انسان مىآموزد كه چگونه از امور ناهنجار و ناخوشایند بپرهیزد و آنچه را كه مایه كمال و خرسندى است، جایگزین كند. پاى از خانه و وطن، بیرون گذاردن، آثار و فواید بىشمارى دارد كه اگر انگیزههاى معنوى و خیر و صلاح، مبدأ آن باشد، همه آن فواید صد چندان خواهد شد. این رخداد كه هر از گاهى در زندگى انسانها روى مىدهد، آن چنان مؤثر و معنویت زاست كه قرآن كریم بارها و بارها بدان سفارش كرده است. نگریستن به نشانههاى الهى و تدبر در فرجام اقوام و ملتهاى گوناگون، از جمله بركاتى است كه به فرموده قرآن، بر سفر و سیر مترتب مىشود. به سه نمونه از این آیات، اشاره مىشود: 1-" قل سیروا فى الارض ثم انظروا كیف كان عاقبة المكذبین (انعام/11) ؛ بگو: در زمین سیر كنید، سپس بنگرید عاقبت كسانى كه آیات ما را دروغ مىپنداشتند." 2ـ" قل سیروا فى الارض فانظروا كیف كان عاقبة المجرمین (نمل/69) ؛ بگو: زمین را بپیمایند، پس بنگرید فرجام كسانى را كه بزهكار بودند." 3ـ " و أفلم یسیروا فى الارض فینظروا كیف كان عاقبة الذین من قبلهم ...(یوسف/109) ؛ آیا آنان در زمین سیر نكردند، تا بنگرند عاقبت و پایان كار پیشینیان را." جز آنچه كه قرآن، از فواید سفر بدان اشاره كرده است، در روایات و سنت اسلامى و شیعى، بهرههاى دیگرى نیز به سفر نسبت داده شده است كه شمارى از آنها بدین قرار است: تجربه و آموزههاى عملى ثابت كردهاند كه سفر، نقش مثبتى در تندرستى و بهداشت روانى انسان دارد. شاید این اثر جسمى و روانى از آن روى باشد كه با تغییر آب و هوا و پاى نهادن به دنیاهاى جدید، روح آدمى به وجد و سرور مىآید و همین فرحناكى، در سلامت جسم نیز اثر مىگذارد. به هر روى پیامبر عظیم الشأن اسلام صلى الله علیه و آله به صراحت فرمودهاند : "سافروا تصحوا؛ سفر كنید، تا صحت یابید."(3) از فواید غیر قابل انكار سفر، رشد و بالندگى عقل انسان است. این بدان خاطر است كه مسافران در طى سفر با شگفتىهاى طبیعت، اندیشههاى گوناگون و برجستگىها و كاستىهاى ملتهاى مختلف آشنا مىشوند. این آشنایى، بیش از مطالعه و از نظر گذراندن اوراق كتابهاى قطور، انسان را در رشد و بلوغ فكرى كمك مىرساند. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله به زیبایى تمام این ره آورد مهم سفر را باز گفتهاند: «سافروا، فإنكم إن لم تغنموا مالا افدتم عقلا»؛ سفر كنید؛ همانا اگر در سفر مالى به چنگ نیاورید، به حتم اندیشه شما فزونى خواهد گرفت.(4) سفر، انسان را با سرنوشت و آثار بر جاى مانده از پیشینیان آشنا مىكند و این آشنایى خود بزرگترین آموزگار بشرى است. در واقع، سفر نوعى مطالعه و تأمل در حالات و رفتار كسانى است كه تاریخ سرنوشت و فرجام آنان را براى ما باز گفته است. این همان درس بزرگى است كه قرآن چندین بار بدان اشاره كرده است: «...أ فلم یسیروا فى الارض فینظروا كیف كان عاقبة الذین من قبلهم و لدار الاخرة خیر للذین اتقوا أ فلا تعقلون (یوسف/109) ؛ آیا آنان در زمین سیر نكردند تا بنگرند عاقبت پیشینیان را، و همانا خانه آخرت بهتر است براى كسانى كه مىپرهیزند، آیا نمىاندیشید؟" هر كه نامخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار سفر به انسان مىآموزد كه چگونه با مشكلات رو در رو شود و چگونه ازعهده آنها برآید. زیرا هر مسافرى در طى مسیر با مرارتهایى، رو به روست و از رفع و رجوع آنها ناگزیر است. این درگیرى موقت با مشكلات، تمرین مناسبى براى حضور فعالانه در همه عرصههاى زندگى است. روشن است كه دوستى انسانها با یكدیگر، جز در هنگامههاى سختى و عسرت، محك نمىخورد. سفر این فرصت را در اختیار مىگذارد كه مردم یكدیگر را بیازمایند و از پایدارى و میزان وفادارى دوستان خود آگاه شوند. از همین روست كه امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودهاند :«السفر میزان الاخلاق»؛ سفر ترازوى اخلاق است.(5) نیز امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «لا تسم الرجل صدیقا سمة معروفة حتى تختیره بثلاث: تغضبه فتنظر غضبه، یخرجه من الحق الى الباطل، و عند الدینار و الدراهم و حتى تسافر معه»؛ تا كسى را به سه چیز نیازمودهاى، وى را دوست خود مخوان:1- او را به خشم آر و بنگر كه در آن حالت، آیا از حق به سوى باطل مىگراید؟ 2- او را به درهم و دینار بیازماى. 3- او را با خود همسفر كن، و در سفر او را بیازماى.(6) گویا امام صادق علیه السلام مسافرت را چونان محكى مىداند كه خالص را از ناخالص تمیز مىدهد و سره را از ناسره جدا مىكند، آرى: خوش بود گر محك تجربه آید به میان تا سیه روى شود هر كه در او غش باشد شكى نیست كه سفر در كنار همه آثار و مواهب معنوى آن، گاه بسیار سود بخش و نعمت افزاست. این كه اقتصاد همه كشورهاى جهان بر پایه تجارت مىچرخد و تجارت یعنى سفر از دیارى به دیار دیگر. نمىتوان در خانه نشست و انتظار آن داشت كه نعمتهاى مادى و معنوى خداوند، به سوى ما سرازیر شود. به تعبیر زیباى قرآن در سوره جمعه، براى برخوردارى از فضل الهى، باید در زمین پراكنده شد و راه داد و ستد و تجارت را پیش گرفت:«... فانتشروا فى الارض و ابتغوا من فضل الله ... (جمعه/10) »؛ در زمین پراكنده شوید و فضل خداى را بجویید. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله نیز فرمودهاند: "سافروا تصحوا و تغنموا"؛ سفر كنید تا سالم شوید، و غنیمت برید.(7) و نیزامام صادق علیه السلام از پدران بزرگوار خود و آنان از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله نقل كردهاند كه: " سافروا تصحوا و ترزقوا؛ سفر كنید تا سلامتى یابید و روزى برگیرید."(8) مشابه چنین كلماتى، در میان سخنان پیامبرعظیم الشأن صلى الله علیه و آله و دیگر پیشوایان معصوم اسلام بسیار است.(9) فواید و آثار معنوى و مادى سفر، به همین مقدار خلاصه نمىشود. اما شایسته است كه در همین جا به برخى از روایاتى كه كمك و یارى رساندن به مسافران اسلام را سفارش كردهاند، اشاره كنیم. از این روایات مىتوان دریافت كه سفر در اسلام از چه منزلت و قداستى برخوردار است. وقتى پیامبراسلام مىفرماید: «خداوند با مسافران مهربان است» و جملاتى دیگر كه همه از مهر خدا به مسافر سخن مىگویند، در مىیابیم كه سفر و سیاحت، اگر به انگیزههاى شرعى و سالم صورت گیرد، نزد پیشوایان دینى، گرامى و ارجمند است. رسول گرامى اسلام فرمودهاند: " لو یعلم الناس رحمة الله للمسافر، لاصبح على ظهر سفر، ان الله بالمسافر رحیم؛ اگر مردم از رحمت خدا به مسافر، خبر مىداشتند، همگى بار سفر مىبستند. همانا خداوند با مسافران بسى مهربان است."(10) و در حدیثى دیگر فرمودهاند:" من أعان مؤمنا مسافرا نفس الله عنه ثلاثا و سبعین كربة و أجاره من الغم و الهم فى الدنیا و الاخرة، و نفس عنه كربة العظیم یوم یعض الظالم على یدیه؛ كسى كه مسافر مؤمنى را یارى رساند، خداوند از او هفتاد و سه اندوه را بر مىدارد و در دنیا و آخرت وى را در پناه خود مىگیرد. چنین شخصى، در روز قیامت كه ستمگر دست خود را به دندان مىگیرد، او از ناراحتى بزرگ آن روز آسوده و در امان است."(11) همچنین بسیار سفارش شده است كه مسافران در اثناى سفر، به یكدیگر مهربانى كنند و در برآوردن حاجات همسفران خود، از هیچ كمكى دریغ نورزند. این سفارش ویژه نیز جایگاه سفر را در اسلام، آشكارتر مىسازد. سخن ارزنده پیامبراسلام دراین باره، بدین شرح است: " ما إصطحب أثنان إلا كان أعظمها اجرا و أحبهما الى الله عزوجل أرفقهما بصاحبه؛ دو كس با یكدیگر همسفر نمىشوند، مگر آن كه مهربان ترین آن دو، نزد خداوند اجر بیشترى دارد و خداوند وى را دوست تر مىدارد."(12) سفر، مربى مرد است و آستانه چاه سفر، خزانه مال است و اوستاد هنر به شهر خویش درون، بى خطر بود مردم به كان خویش درون، بى بها بود گوهر درخت اگر متحرك شدى، ز جاى به جاى نه جور اره كشیدى و نه جفاى تبر(13) پىنوشتها: 1- دكتر محمد معین، فرهنگ معین، ج 2. 2- مرحوم ملا محسن فیض كاشانى، المحجة البیضاء، ج 4، ص39. 3- العقد الفرید، ج 6، ص 271/ بحارالانوار، ج 76، ص 221. 4- مكارم الاخلاق، ص 240. 5- شرح ابن ابى الحدید بر نهج البلاغه، ج 2، ص 296. 6- بحارالانوار، ج 74، ص 180. 7- كنزالعمال، ج 6، ص 701، حدیث 17470/ بحارالانوار، ج 62، ص 267. 8- كنزالعمال، ج 6، ص 701، ح 17469. 9- ر.ك: مدارك فوق. 10- مجموعه ورام، ج 2، ص 33. 11- مكارم الاخلاق، ص 266. 12- وسائل الشیعه، ج 8، ص 492/ المحجة البیضاء، ج 4، ص 60. 13- انورى . [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:04 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
بهاریه های معروف شاعران پارسی
مولانا بهار آمد بهار آمد بهار مشكبار آمد **نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد **خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد صفا آمد، صفا آمد كه سنگ و ریگ روشن شد **شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان **طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد سماع آمد سماع آمد سماع بی صداع آمد **وصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد **شقایق ها و ریحان ها و لاله خوش عذار آمد كسی آمد كسی آمد كه ناكس زوكسی گردد **مهی آمد مهی آمد كه دفع هر غبار آمد دلی آمد دلی آمد كه دلها را بخنداند **می ای آمد می ای آمد كه دفع هر خمار آمد كفی آمد كفی آمد كه دریا دُرّ ازو یابد **شهی آمد شهی آمد كه جان هر دیار آمد كجا آمد كجا آمد كزینجا خود نرفته است او **ولیكن چشم گه آگاه و گه بی اعتبار آمد ببندم چشم و گویم شد، گشایم گویم او آمد **و او در خواب و بیداری قرین و یار غار آمد كنون ناطق خمش گردد كنون خامش به نطق آمد **رها كن حرف بشمرده كه حرف بی شمار آمد ** ادامه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:02 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظری بر سیر بهاریه های شعر فارسی برای تو ای روز اردیبهشتی حمیدرضا شکارسری گفتمان حاکم بر شعر در مقاطع مختلف تاریخی، همواره در تغییر و تحول می باشد. و اگر غیر از این بود تغییر سبک در شعر اتفاق نمی افتاد یا با روندی به مراتب کندتر صورت می گرفت. این گفتمان بسته به عوامل مختلف از شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گرفته تا تلقی از شعر و شعریت تعیین می گردد خود آگاه و ناخودآگاه همچون بوطیقا رعایت می گردد. بطور مثال نگاه شاعران در سبک خراسانی نگاهی برونگرا، آفاقی یا به اصطلاح ابژکتیو بوده است. حال آنکه در دوره ی بعد، شاعران سبک عراقی نگاهی درونگرا، انفسی و به اصطلاح سوبژکتیو داشته اند. به این ترتیب شعر سبک خراسانی به سمت توصیف متمایل شده است حال آنکه شعر سبک عراقی به جای توصیف به بیانی سمبلیک متکی گردیده است. موضوعات مختلف در دوران حکومت گفتمانهای گوناگون حاکم برشعر، به شکلهای متفاوتی متجلی شده اند. از جمله موضوعاتی که در تاریخ شعر فارسی تجلی های پرشمار و البته متفاوتی داشته است، «بهار» است که به تولید تقریباً انبوهی از شعر، تحت تیتر «بهاریه» انجامیده است. *** «مضمون»، معنی و مفهومی است که توسط یک تکنیک زبانی برجسته شده باشد. مضمون پردازی به خودی خود شعر آفرین نیست چرا که تمامِ تکنیکهای زبانی به خودی خود شعرآفرین نیستند و گاه تنها در جهت قاعده افزایی و ایجاد نظم عمل می نمایند. از این منظر شعر خالی از مضمون اصولاً قابل تصور نیست چون اصولاً شعر بدون تکنیک زبانی و بر جستگی زبانی قابل تصور نیست. برخلاف آنچه معمولاً به نظر می رسد، «بهار» همیشه مضمون اصلی بهاریه ها را تشکیل نمی دهد. تنها در بهاریه هایی که گفتمان توصیفی بر آنها حاکم هستندف بهار، مضمون اصلی شعر را تشکیل می دهد. انسان پیشامدرن رابطه ای بی واسطه و نزدیکتر با طبیعت داشته است. بهار به عنوان احیاگر طبیعت در حقیقت زندگی تازه ی انسان را به دنبال خود می آورده است. نگاه این انسان به این بهار برونگرا، آفاقی و ابژکتیو ، و شعر برآمده از این نگاه، لاجرم، توصیفی است. «نوبهار آمد و آورد گل و یا سمنا باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا بوستان گویی بتخانه ی فرخار شده است مرغکان چون شمن و گلبنکان چون و ثنا برکف پای شمن بوسه بداده و ثنش کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است فاخته نای زن و بط شده طنبور زنا...» «منوچهری» تنها به بهار نظر داشته است و به وصف آن نشسته است. او حتی در قصاید بهاریه – مدیحه خود، ستایش ممدوح خود را وسیله ی وصف بهار قرار می دهد و بطور مثال در مدح سلطان مسعود غزنوی چنین می سراید: «برلشکر زمستان، نوروز نامدار کرده است رای تاختن و قصد کارزار وینک بیامده است به پنجاه روز پیش جشن سده، طلایه ی نوروز و نوبهار آری، هرآنگهی که سپاهی شود به رزم ز اول به چند روز بیاید طلایه دار...» ادامه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 3:00 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 2:53 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
با فرا رسیدن سال ۱۳۹۱ و نیاز به تقویم همراه ما را بر آن داشت که تقویم سال ۹۱ با فرمت جاوا را منتشر کنیم برای اکثر گوشی ها و برای کسانیکه سایز صفحه کوچکتری دارند ، میتوانید از لینک های زیر دانلود نمائید لینک دانلود – اکثر گوشی ها لینک دانلود – گوشی هایی با سایز کوچکتر [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 2:52 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 2:51 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 2:47 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 2:46 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
امروز دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون دادم..يکي خوشبختي..يکي موفقيت [ یک شنبه 21 اسفند 1390 ] [ 4:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||